تبليغاتX
آئینه روان - خوشبختي
 
IN THE NAME OF GOD
 
همه ما خودمان را چنين متقاعد ميكنيم كه باازدواج زندگي بهتري خواهيم داشت ،ولي وقتي مي بينيم كه كودكانمان به توجه زياد نيازمندند خسته مي شويم ومي گوييم بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند .
فرزندان ما به سن نوجواني ميرسند بازهم كلافه ميشويم چونكه دائم بايد باآنها سروكله بزنيم ،ميگوئيم وقتي بزرگتر شدند مشكلات كمتري خواهند شد.آنهابزرگتر ميشوند وانتظار داريم رفتار آنها عوض شود ولي برخلاف ميل مااين انتظار بيهوده بوده است.
مي گوئيم همسرمان رفتارش عوض خواهد شد ،ماشين مي خريم ،صاحب منزل خواهيم شد، بچه هايمان ازدواج ميكنند،براي رفتن به مرخصي به ليكك خواهيم رفت وپول نفت برسفره هايمان خواهد آمد والخ.
حقيقت اين است كه براي خوشبختي هيچ زماني بهتر ازهمين الان وجود ندارد واگرالان نه پس كي؟ زندگي همواره پرازچالش است بهتر است كه اين واقعيت رابپذيريم وتصميم بگيريم كه باوجود همه اين مسائل شاد وخوشبخت زندگي كنيم خوشبختي همين جاده زندگي پيش روي ماست.

به بهانه ماه خدا:

سرت شلوغ نیست. خدای تک تک شش میلیارد نفر انسانی هستی که خلق کردی. قابل توصیف کردن نیستی. اگر در آن واحد، شش میلیارد نفر آدم صدایت کنند، به تک‌تک‌شان جواب می‌دهی، اجابتشان می‌کنی، صدایشان می‌زنی! نیاز نیست یکی توی صف منتظر بماند تا نوبتش برسد... همین بی‌نهایتی و جاودانگی‌ات که مرزهای زمان، مکان و عقل ناقص ما را شکسته دارد تسخیرم می‌کند.
خداي عزيزالان حال و هوای نوشتن یک درد دل‌نامه‌ی درست و حسابی و مفصل در سرم نیست وگرنه می‌نوشتم از لحظاتی که با هر سجده، به شرمساری و خجالتمان بیشتر افزوده می‌شود. از اینکه بار سنگین گناهان همه‌ی عمر ما را فراموش می‌کنی و اجازه می‌دهی از سر تعظیم و شکرگزاری در مقابلت فرود آوردن، لذت ببریم.
خدايااين را نوشتم تا يك خواهشی عرضه کنم. اینکه به حق زبان روزه‌ی روزه‌داران واقعی‌ات، به حق پاکی شبهای سحرت، به حق اشتیاق لحظه‌های افطارت، کالبدمان را در همین‌روزها از وجود شیطان تهی کنی، بیرونش بکشی، بگذاری لرزه‌ی اندامش را در لحظات تحقیر و سستی نگاه کنیم، بگذار کمک کنیم تا "شکوه عطر نرگس" دوباره به جمعه‌های خسته ،جان بدهد.
خدای من، مرا تازه‌ام کن.....

  نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 22:3  توسط علی رضا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM